ارغوان و حمام
عزیز دل مامان، شما عاشق حمامی. از همون ابتدا، از اولین حموم زندگیت وقتی می بریمت حموم اصلا صدات در نمیاد، البه بستگی به وقتشم داره مثلا صبح اگر ببریمت کلی می خندی و ذوق می کنی اما اگر عصر یا شب ببریمت، خیلی جدی میشی و کلی قیافه می گیری اما بازم گریه نمی کنی. من تا حالا شما رو نشستم، اکثرا بابایی شما رو می شوره و من مسئول لباس تن کردن شما هستم. به خدا کار منم سخته باید تند بجنبم تا شما سرما نخوری. با مامان جون و عمه زهرا هم حموم میری. دو ماهم هست براتون وان میذاریم تا شما یه کم توش بازی کنی و کیف کنی. البته الان که بزرگتر شدی انگار یه کم از تو آب بودن می ترسی؛ نه اینکه گریه کنی ها، چشات خیلی گرد میشه انگار بیشتر تعجب ...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
13:37










